جمعى از نويسندگان
74
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى )
با همديگر صميمى بودند . يك روز محدث قمى از بالاى منبر چشمش به آخوند ملا عباس تربتى مىافتد كه در گوشهاى از مجلس پر جمعيت وى نشسته و به سخنان وى گوش مىدهد . همان وقت مىگويد : « اى مردم ! آقاى حاج آخوند تشريف دارند از ايشان استفاده كنيد » و با آن كثرت جمعيت ، كه براى او آمده بودند و مهياى استماع از وى بودند ، از منبر به زير مىآيد و از حاج آخوند ملا عباس تربتى مىخواهد كه تا آخر ماه رمضان به جاى ايشان در حضور آن جمعيت منبر برود و در آن ماه ، ديگر خود منبر نرفت . غلام همت آنم كه زير چرخ كبود * ز هرچه رنگ تعلّق پذيرد آزاد است « 1 » مرحوم استاد محمود شهابى گويد : . . . در يكى از ماههاى رمضان با چند تن از دوستان ، از محدث قمى خواهش كرديم كه در مسجد گوهرشاد اقامهء جماعت را بر معتقدان و علاقهمندان منت نهند . با اصرار ، اين خواهش پذيرفته شد و چند روز نماز ظهر و عصر در يكى از شبستانهاى آنجا اقامه شد . و بر جمعيت اين جماعت روزبهروز افزوده مىشد . هنوز به ده روز نرسيده بود كه اشخاص زيادى اطلاع يافتند و جمعيت فوقالعاده شد . يك روز پس از اتمام نماز ظهر به من ، كه نزديك ايشان بودم ، گفتند : « من امروز نمىتوانم نماز عصر بخوانم » . رفتند و ديگر آن سال براى نماز جماعت نيامدند . در موقع ملاقات و سؤال از علت ترك نماز جماعت گفتند : « در ركوع ركعت چهارم متوجّه شدم كه صداى اقتدا كنندگان ، كه پشت سر من مىگويند : « يا الله ، ياالله ، إنّ الله مع الصابرين » ، از محلى بسيار دور به گوش مىرسد . اين توجه ، مرا به زيادتى جمعيت متوجه و در من شادى و فرحى توليد كرد و خلاصه خوشم آمد كه جمعيت اين اندازه زياد است . بنابراين من براى امامت اهليّت ندارم » . « 2 »
--> ( 1 ) . سيماى فرزانگان ، ص 153 ، به نقل از حاج شيخ عباس قمى مرد تقوا و فضيلت ، ص 28 - 29 . ( 2 ) . سيماى فرزانگان ، ص 144 - 145 ، به نقل از الفوائد الرضويه ، ص « ج » ، مقدمه .